کلیدواژه ‘علی شکوهی’

تاملی در خطبه ۲۱۶ نهج‌البلاغه / متن کامل

اشاره: در ایام و لیالی ماه مبارک و مشخصا در روزهایی که به ضربت خوردن و شهادت امام علی(ع) مرتبط بود، مجالی دست داد تا تاملی در خطبه ۲۱۶ نهج‌البلاغه داشته باشم که در ۵ روز متوالی در روزنوشت منتشر شد. اینک متن کامل و یکپارچه شده آن را در پیش روی دارید.

امشب، اولین شب قدر در ماه مبارک رمضان امسال و همزمان با شب ضربت خوردن امام علی(ع) است و به همین مناسبت می‌خواهم از عدالتی سخن بگویم که با نام آن امام مظلوم، پیوند خورده و حسرتی است که بر دل تاریخ مانده است. برای هر روز فرازهایی از خطبه ۲۱۶ نهج‌البلاغه را گزینش کرده‌ام تا با هم مرور کنیم و متناسب با نیاز امروزمان از آن سخن بگوییم، شاید درسی برای همه ما اعم از حاکمان و مردم باشد.

مقدمه

امام علی(ع) برای جنگ با معاویه به صفین رفته است. طبیعی می‌نماید که با مردم و سربازانش در باره رزم و جنگ سخن بگوید و چگونگی غلبه بر دشمن را به بحث بگذارد اما ایشان در صحرای صفین، رزمندگان را گرد آورده و در باره حقوق متقابل حاکمان و مردم سخن می‌گوید و بر اجرای حق و عدل تاکید می‌کند تا همگان دریابند که فلسفه حکومت در نزد او نه کسب قدرت به هر قیمت بلکه اجرای عدالت است و بس.  پیشتر ابن‌عباس دیده بود که امام با دستان خود بر کفش پاره‌اش وصله می‌زند. تعجب کرد. امام از او قیمت آن کفش پاره را پرسید و طبعا ابن‌عباس آن کفش را بی‌ارزش دانست. همین پاسخ را امام مبنا قرار داد و او را به فلسفه حکومت متوجه ساخت و فرمود: «به خدا سوگند، همین کفش بی‌ارزش نزد من از حکومت بر شما محبوب‌تر است، مگر اینکه حقی را با آن به پا دارم و یا باطلی را دفع نمایم ».(نهج البلاغه، خطبه ۳۳)

Share and Enjoy

آقای نقدی و تاثیرات معکوس روزه‌داری!

شنبه ۲۹ مرداد ۹۰

سرانجام روزه گرفتن ماه مبارک رمضان از سوی آقای نقدی، اثر معکوس گذاشت و ایشان را به مرحله‌ای رساند که دیگر گویی در مورد ایشان، «رفع القلم» شده است و فرشتگان ناظر بر اعمال، دیگر گناه او را ثبت نمی‌کنند و خداوند هم ناظر اعمال او نیست و به همین دلیل مجاز است هر چه می‌خواهد بر زبان جاری کند و برای اظهاراتش، هیچ سند و مدرکی هم ارائه نکند. او که اخیرا به کمتر از گفتن «امام» به مقام رهبری رضایت نمی‌دهد، به خاطر پخش یک خبر جعلی و دروغ از سوی دوستانی مانند خودش، به جوش آمده و معترض است که چرا آقای خاتمی و دوستانش در جماران جمع شده و با هم افطار خوردند و البته به قول ایشان، «توطئه» کردند!

به گزارش خبرگزاری‌ها، «سردار نقدی که در مراسم گرامیداشت شهدای مظلوم مبارزه با ترور و نفاق و در جمع خانواده‌های شهدای افطار در حسینیه شهدای بسیج سخن می‌گفت، در واکنش به تحرکات جدید منافقین در خصوص انتخابات آینده تصریح کرد: راس منافقین ملعون که از پادشاه جنایتکار عربستان پول و رهنمود می‌گیرد و با پادشاه بحرین نشست و برخاست می‌کند و رئیس دفترش را برای جمع‌آوری کمک به کشورهای صهیونیستی می‌فرستد، باید بداند که در میان مردم رسواست و مردم او و سایر منافقین را شناخته‌اند. وی با اشاره به افطاری‌های شبانه منافقین تاکید کرد: کسانی که در فتنه ۸۸ رسوا و بی آبرو شدند باز هم از رو نمی‌روند و هر شب افطاری می‌دهند و برای برپایی آشوب علیه انقلاب توطئه‌چینی می‌کنند. این ها بارها و بارها با آمریکا و صهیونیست‌ها هم دستی کردند ولی باز هم چهره‌ای موجه از خود نشان می‌دهند. نقدی افزود: عده‌ای فکر می‌کنند که داشتن نسبت فامیلی با امام راحل(ره) برای آن‌ها حقانیت می‌آورد در حالی که مردم بیدارند و قطعا توطئه‌های منافقین شکل نخواهد گرفت».

Share and Enjoy

لابی حامیان و مخالفان «سازمان مجاهدین خلق» در آمریکا

جمعه ۲۱ مرداد ۹۰

سازمان مجاهدین خلق پس از آغاز جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی و خروج از ایران در سال ۶۰ و بعد از رفتن به عراق و اتحاد با صدام در جنگ تحمیلی، استراتژی متفاوتی را در رابطه خود با کشورهای غربی در پیش گرفت که برای کم کردن زشتی این ارتباط، نامش را «دیپلماسی انقلابی» گذاشت. هدف این دیپلماسی، کسب حمایت کشورهای غربی برای سازمان و منزوی کردن جمهوری اسلامی بود. آنها تلاش کردند تا با هر دولت و حزب و گروه و فردی که جمهوری اسلامی را قبول ندارد – و دلایل آن هم مهم نیست – ارتباط برقرار کنند و از حمایت آنها در مبارزه برای براندازی جمهوری اسلامی برخوردار شوند و در ضمن خود را به عنوان اصلی‌ترین جریان مقاومت در مقابل نظام تثبیت کنند. به همین دلیل روی آمریکا و اروپا و عراق و اسرائیل، حساب ویژه‌ای باز کردند چون به ضدیت جدی و علنی و بارز این دولتها با جمهوری اسلامی مطمئن بودند.

Share and Enjoy

تاریخ‌نویسی یا عقده‌گشایی؟

تاملی در اظهارات سیداحمد کاشانی علیه میرحسین موسوی

جمعه ۱۴ مرداد ۹۰

نمی‌دانم خوانندگان و دوستان گرامی بنده، گفتگوی رجانیوز با احمد کاشانی فرزند آیتالله کاشانی را خوانده‌اند یا نه؟ این گفتگو یکی از چند گفتگویی است که رجانیوز با برخی از مرتبطین مرحوم حسن آیت انجام داده است تا در فضای کنونی کشور که ضدیت با میرحسین موسوی، به یک روال عادی تبدیل شده ولی دفاع از وی جرم محسوب می‌شود، یکجانبه به تحریف تاریخ بپردازد و کسانی را که در طول سالهای اولیه انقلاب، به افراط و تندروی و حتی ارتباط مشکوک با برخی جریانهای تفرقه‌افکن مرتبط با بیگانه مشهور بودند، کاملا تبرئه کند و برای آنان معجزاتی از جنس دشمن‌شناسی و بابصیرت بودن بسازد.

مرحوم آیت یکی از نیروهای سالهای اول انقلاب بود که نسبت به مواضع و رفتار وی در سالهای قبل از انقلاب، پرسشهایی مطرح بود و به همین دلیل، بنی‌صدر تلاش می‌کرد وی را به دلیل همان نقاط ضعفش، به عنوان دشمن اصلی به مردم معرفی کند و از این طریق، مخالفانی مانند سران حزب جمهوری اسلامی و بزرگانی مانند شهید بهشتی را در بین مردم تخریب کند. مرحوم آیت، از دوستان نزدیک مظفر بقایی بود و به همراه بسیاری از دوستانش از جمله اطرافیان آیت‌الله کاشانی، علیه دکتر محمد مصدق فعالیت می‌کرد. در واقع در آن روزها، دو طیف تندرو و افراطی در اطراف آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق ایجاد شده بود که به شکل افراطی در صدد تخریب روابط خوب این دو چهره مطرح نهضت ملی شدن نفت بودند. اطرافیان تندروی مصدق، آیت‌الله کاشانی را مورد حمله قرار می‌دادند و در نشریات خود، کاریکاتور اهانت‌آمیز علیه ایشان چاپ می‌کردند و حتی در تظاهراتی، سگی را آیت‌الله نامیدند و به تمسخر پرداختند. در مقابل، برخی از اطرافیان آیت‌الله کاشانی از جمله مظفر بقایی و دوستانش، سخت به مصدق حمله می‌کردند و حتی اقدامات مصدق علیه دربار و شاه را هم خیانت می‌دانستند و در تعارض میان مصدق و دربار و خارجی‌ها، عملا در مقابل مصدق قرار داشتند. مرحوم آیت از کسانی است که به دلیل همکاری و ارتباط با مظفر بقایی و نیز تندروی‌هایش، متهم بود و در واقع خیلی از دوستان و یاران انقلاب مواضع آنان را قبول نداشتند و عمده کردن دعوای دوران ملی شدن نفت و کشاندن آن به سالهای بعد از انقلاب و تقسیم‌بندی نیروهای انقلاب به موافقان و مخالفان مصدق را یک خطای استراتژیک تلقی می‌کردند. کم نبودند کسانی که مصدق را به عنوان یک چهره ملی و خدوم قبول داشتند اما با ناسیونالیسم و ملی‌گرایی مخالف بودند و در عصر احیای دین، بازگشت به قومیت و ملی‌گرایی را یک حرکت ارتجاعی می‌دانستند. بنابراین اصرار این دست از نیروهای انقلاب را برنمی‌تابیدند و علیه مصدق و همه کسانی که او را قبول دارند، وارد عمل نمی‌شدند و از این طریق میدان را برای کسانی باز نمی‌کردند که در نهضت ملی شدن نفت، به مصدق خیانت کردند و در کنار دربار قرار گرفتند و ابزار دست یک کودتای آمریکایی – انگلیسی شدند.

Share and Enjoy

گریز از حجاب یا گریز از دین؟ مسئله این است!

سهشنبه ۱۱ مرداد ۹۰

قصد ندارم به عنوان این نوشته به صورت تحلیلی وارد شوم و صرفا به چند خاطره اشاره می‌کنم که هر کدام از آنها ممکن است یک بخش از حرف مرا منتقل کند.

اول – دانشآموزان و انتخاب میان سوت و صلوات

در سالهای قبل که برای جلسات پرسش و پاسخ مربیان و دانش‌آموزان دعوت می‌شدم، سفری به شمال داشتم برای حضور در جمع دانش‌آموزان نخبه علمی و اخلاقی در اردوگاه شهید رجایی رامسر. قبل از تشکیل جلسه، دانش‌آموزان را به صف کرده بودند و با شعارهای مذهبی و انقلابی آنان را به محل آمفی‌تاتر می‌بردند. یکی از مسئولان که از دوستان بسیار عزیز بنده است و نگرانی مرا از وضعیت فکری و اخلاقی نسل جوان می‌دانست، با دیدن این صحنه‌ها تذکر داد که ما نباید خیلی هم نگران باشیم چون این دست از جوانان و دانش‌آموزان هم در کشور زیادند. لحظاتی بعد همان دانش‌آموزان در محل آمفی‌تاتر شروع کردند به هلهله و شادی و کف و سوت زدن که طبیعی بود و متناسب با سن و سال آنان و وضعیت اجتماع دانش‌آموزی. مدیرکل وقت آموزش و پرورش شهر تهران (آقای عارف) هم با ما بود. پشت تریبون قرار گرفت و به دانش‌آموزان تذکر داد که ایام فاطمیه است و نباید شادی کنند و سوت و کف بزنند. دانش‌آموزان در واکنش به این درخواست یکجا شروع کردند به سوت زدن. آقای عارف دوباره تذکر داد که ما باید به عزای ائمه، غمگین و به شادی آنان، شاد باشیم و این روزها، ایام عزای اهل بیت است بنابراین صلوات بفرستید و سوت نزنید. بار دیگر دانش‌آموزان یکجا مبادرت به زدن سوت و کف کردند. برای سومین بار تذکر که داده شد برخی از مربیان که در میان دانش‌آموزان بودند، آنان را از سوت زدن باز داشتند و ماجرا ختم شد. من به آن دوست عزیز خودم گفتم که این همان نکته‌ای است که مرا نگران می‌کند. مرحوم شریعتی می‌گفت من آنقدر عوام نیستم که دامن بلند زنان (ماکسی‌ژوب) را حجاب اسلامی تلقی کنم زیرا این نوع دامن هم مانند دامن‌های کوتاه (مینی‌ژوب)، یک «مد» است. توضیح دادم که نه آن پای کوبیدن و شعارهای انقلابی و اسلامی دادن دانش‌آموزان و تبعیت از «مد»ی که ما برای آنان ساختیم، از سر اعتقاد بود و نه سوت و کف و هلهله آنان برای دهن‌کجی به اعتقادات مردم. اما وقتی به آنان تذکر داده شد که از این رفتار خود دست بکشند، آنان در موضع انتخاب قرار گرفتند و دیدیم که چگونه انتخاب کردند. نگرانی من همین است که آنان وقتی در موضع انتخاب قرار می‌گیرند، کدام دسته از اعتقادات و ارزشها و رفتارها را انتخاب می‌کنند.

دوم – محمد علی رامین و خانواده شهید لبنانی

محمدعلی رامین معاون بسیار ناموفق مطبوعاتی وزارت ارشاد، از دوستان قدیم بنده است اما با اختلافات فکری و سیاسی زیاد. ایشان نقل می‌کرد که در سفری به لبنان، به دیدن یک خانواده شهید رفتیم. من در مقابل چشم اعضای خانواده، عکس امام (به قول ایشان) خامنه‌ای را به دختر خانواده تعارف کردم. ایشان عکس را از من نگرفت و از اتاق بیرون رفت. دقایقی بعد برگشت و عکس را گرفت و من متعجب شدم. پدر خانواده توضیح داد که فرزندان من بدون وضو به عکس امام خامنه‌ای دست نمی‌زنند به همین دلیل اول بار از شما نگرفت و بعد از وضو گرفتن به عکس دست زد. رامین اضافه کرد که مدتی بعد همان دختر را به همراه یک دختر بی‌حجاب لبنانی دیدم که در خیابان در حال قدم زدن هستند در حالی که من هم با برادر وی که از فعالان جنبش حزب‌الله بود، صحبت می‌کردم و قدم می‌زدم. به برادرش گفتم که آیا این دختر همان خواهر شما نیست که بدون وضو به عکس رهبری دست نمی‌زد؟ پس چرا الان با یک دختر بی‌حجاب در خیابان قدم می‌زند؟ برادر وی توضیح داد که آنها هر دو خواهران من هستند. ما در لبنان اصلا اجباری برای پوشیدن حجاب نداریم و دختران ما خودشان این نوع پوشش را انتخاب می‌کنند. آن خواهر ما هم تا مدتی قبل مانند این یکی بود اما بتدریج قانع شد که حجاب را رعایت کند و کرد . وی توضیح داد که وقتی دختران ما حجاب را از سر اختیار انتخاب می‌کنند، دیگر از آن عدول نخواهند کرد.

سوم – استاد حکیمی و حاج آقا قرائتی

سالهای قبل در محضر استاد محمدرضا حکیمی، از ایشان خاطره‌ای را شنیدم. ایشان می‌گفتند روزی حاج آقا قرائتی از ایشان دعوت کردند تا با یکدیگر دیداری داشته باشند و درباره موضوعی با هم گفتگو کنند. استاد حکیمی در پاسخ به ایشان فرمودند که آمدن من به محل کار شما راحت‌تر است چون محافظ و راننده ندارم و اگر شما بیایید ممکن است با اطرافیانتان در خانه من جا نشوید! در ملاقات میان آن دو، حاج آقا قرائتی از مشکل نماز نخواندن جوانان و کم‌توجهی به نماز در مدارس و دانشگاه‌ها صحبت کرد و بعد آمارهایی را ارائه داد که نگران کننده بود. سپس توضیح داد که می‌خواهد «بنیاد نماز» را راه‌اندازی کند و از استاد حکیمی هم کمک و مساعدت خواسته بود. استاد محمدرضا حکیمی از ایشان پرسیده بود: این که جوانان ما نماز نمی‌خوانند به این دلیل است که نماز را نمی‌دانند یا این که می‌دانند ولی نمی‌خوانند؟ حاج آقا قرائتی توضیح داد که نماز را از همان دوره ابتدایی یاد می‌گیرند اما علیرغم آن، بسیاری از آنان در سنین بالاتر نماز نمی‌خوانند. استاد حکیمی هم توضیح داد که اگر مشکل این است راه‌حل آن ایجاد بنیاد نماز و کار کردن مستقیم روی این موضوع نیست که هیچ اثری ندارد. وی سپس برای آقای قرائتی نظر خود را توضیح داد مبنی بر این که اجرای عدالت بخصوص در زمینه عدالت اقتصادی، اصلی‌ترین راه نمازخوان کردن مردم است چون آنقدر برای دین و دینداران جذابیت ایجاد می‌شود که موج نمازخوانان را شاهد خواهیم بود.

چهارم – تاج­‌زاده و علی مطهری

به مناظره قلمی سیدمصطفی تاج‌زاده و علی مطهری هم مراجعه کنید. در آن نوشته‌ها تاکید شد که مسئولان ما نگران آزاد کردن حجاب زنها هستند و معتقدند اگر ما از زور استفاده نکنیم وضعیت بی‌حجابی زنان ایران از اروپا هم بدتر خواهد شد اما در ترکیه، لائیکها نگران آزادی محجبه شدن زنهای ترک هستند و معتقدند اگر داشتن حجاب آزاد شود، در همه جای این کشور نه فقط در دانشگاه‌ها، همه زنها باحجاب خواهند شد. پرسش مهم تاج‌زاده از علی مطهری این بود که ما چه کردیم که چنین شد؟

این روزها بحث حجاب و بدحجابی بار دیگر نقل محافل است و برخی اصرار دارند که مسئله بدحجابی خانمها را با زور حل کنند. وقتی جذابیت اصل دینداری و حکومت به نام دین، این همه کاهش یافته باشد، آیا می‌توان به کارآمدی زور در باحجاب کردن زنان و پاک نگه‌داشتن مردان، امید داشت؟ من چنین فکر نمی‌کنم. مسئله گریز از حجاب، فرع بر گریز از دین است که متاسفانه به دلایلی رواج یافته است. شاید جنبه‌های استدلالی این بحث را در آینده بنگارم.

Share and Enjoy

پاسخی به چند پرسش در باره سازمان مجاهدین خلق

 اشاره: یکی از خوانندگان گرامی سایت «نقد زمانه» (م رهبر) پس از مطالعه نوشته بنده تحت عنوان «چرا کار منافقین به جنگ مسلحانه کشید؟»، پرسشهایی را مطرح کرد که در زیر می‌خوانید. پاسخهای مختصر بنده هم در پی آمده است.

پرسش:

آقای شکوهی!

چند سوال را مطرح می‌کنم. شاید برخی سوالات نیاز به پاسخ‌های طولانی داشته باشد که در این‌ صورت ممنون می‌شوم اگر در آینده مطلبی در موردشان در صورت امکان بنویسید چرا که کامل بودن پاسخ ها و همه جانبه نگری در ارائه آن بسیار مهم است.

۱ – در متن خود واژه منافقین را بکار بردید، واژه‌ای که تقریبا توسط همه مسئولین نظام نیز بکار گرفته می‌شود. با توجه به تعریفی که از «منافق» در ذهن بنده است، نیاز به توضیحاتی دارم تا در قبال نسبت دادن آن به مجاهدین خلق قانع شوم.

۲ – به اعتقاد شما آغاز خشونت و به طور شفاف‌تر قتل، در درگیری میان جمهوری اسلامی و مجاهدین خلق از سوی کدام یک از طرفین بوده است؟

Share and Enjoy

برخورد اندیشه‌ها / آیا آمریکا دشمن است؟

اشاره: در سالهای فعالیت در هفته‌نامه کیهان هوایی، قالبی را برای طرح نظرات مخالف یا متفاوت برگزیده بودیم که عنوان «برخورد اندیشه‌ها» را داشت و در نوع خود، یک ابتکار محسوب می‌شد. برآنم تا به اندازه فرصت خویش، این شیوه را در «نقد زمانه» هم مورد توجه قرار دهم. در این قالب، خوانندگان گرامی ابتدا با نوشته اصلی منتقدانه خوانندگان روبه‌رو هستند و سپس پاسخ بنده را ملاحظه خواهند کرد. طبعا در فضای اینترنت این امکان فراهم است که نظرات خوانندگان دیگر هم در کنار این دو دیدگاه، منتشر شود. امیدوارم که این قالب، بستری برای برخورد اندیشه در زمینه‌های مختلف باشد که به قول معصوم: اضرب بعض الرای بالرای یولد الصواب، آرای مختلف را به یکدیگر بزنید تا اندیشه درست زاده شود.

اندیشه اول: مشکل آمریکا نیست، خودمان هستیم

جناب شکوهی با سلام

احتراما تحلیل‌های جنابعالی در مورد اوضاع خاورمیانه و نقش ایران قابل تامل هستند اما وقتی به نقش جمهوری اسلامی می‌رسید بنده فکر می‌کنم یک سری موارد را (که نمی‌دانم به چه دلیل) نادیده می‌گیرید و طوری بیان می‌فرمایید که در دنیا دو ابر قدرت در مقابل هم قرار دارند یکی ایران و دیگری آمریکا. لذا لازم می‌بینم که مطالبی را مطرح نمایم.

Share and Enjoy

انتخابات دهم؛ یک تحلیل اولیه / متن سخنرانی

اشاره: آنچه می‌خوانید سخنرانی من در شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه گیلان است که در نیمه دوم مردادماه ۱۳۸۸ در قم تشکیل جلسه داده بود. اعضای این انجمن علیرغم داشتن گرایشهای سیاسی متفاوت، در قالب یک تشکل فعالیت می‌کنند و بنابراین مخاطبان بنده در این سخنرانی، تحلیلهای متفاوتی از انتخابات و مسائل بعد از آن داشته‌اند. قاعدتا خوانندگان محترم باید زمان انجام سخنرانی را در مطالعه آن مد نظر داشته باشند. ادامه سخنرانی را در قالب پرسش و پاسخ در آینده در سایت «نقد زمانه» خواهید خواند. گفتنی است که متن کامل این سخنرانی تاکنون به صورت گسترده منتشر نشده بود و صرفا برای برخی از مقامات سیاسی و دوستان نزدیک ارسال کرده بودم.

***

بسم‌الله الرحمن الرحیم و به نستعین. انه خیر ناصر و معین

خدمت دوستان عزیز سلام عرض می‌کنم. از این‌‌که خداوند توفیق داد در جمع شما عزیزان دانشجو به برخی از مسائل روز کشور بپردازیم، خداوند را شاکرم.

مقدمه

قاعدتا این روزها بحث انتخابات و پرسش‌هایی که این انتخابات در اذهان بسیاری ایجاد کرده، مورد توجه است و اگر اجازه دهید با ذکر مقدمه‌ای این بحث را شروع کنم و بعد هم ان‌شاءالله قسمت عمده جلسه را به پرسش و پاسخ اختصاص دهیم و درباره سوالاتی که در ذهن شماست، در حد فرصت جلسه و توانایی بنده، مطالبی را مطرح کنیم.

Share and Enjoy

عکس‌ها و خاطره‌ها / من و سیداحمد هاشمی‌نژاد

شاید زدن برخی از حرفها و بیان برخی از خاطرات، نیازمند بهانه باشد و عکسها می‌توانند این بهانه را فراهم کنند. بنا دارم برخی از خاطراتم را به بهانه نمایش برخی از عکسهایم بنویسم. اینک اولین و قدیمی‌ترین عکس سیاسی قابل انتشاری که دارم.

 

نویسنده و سیداحمد هاشمی‌نژاد در مقابل حرم حضرت معصومه در قم در سال ۵۷

سفر به تهران و قم با سیداحمد هاشمینژاد

آبان ماه ۱۳۵۷ بود. من روز ۸ آبان از زندان آزاد شدم و حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد هاشمی‌نژاد هم مدتی بعد. در بهشهر استقبال با شکوهی از وی به عمل آمد. مردم به ایشان که روحانی مبارزی بود و سید و اخوی هاشمی‌نژاد خطیب، توجه خوبی نشان داده بودند. یک نکته شیرین از آن مراسم استقبال به خاطرم هست که شنیدنش خالی از لطف نیست. او بر دوش مردم، برای اولین بار در شهرمان علامت V (پیروزی) را با انگشتان دستش نشان می‌داد. مردم هم با این مسائل آشنا نبودند و نمی‌دانستند که آقا چه می‌خواهد بگوید. یکی به زبان مازندرانی داد کشید که آقا می‌گوید شعارها را دوبار تکرار کنید. از آن لحظه هر شعاری را که می‌دادند، دوبار تکرار می‌کردند چون آقا اینجوری می‌خواست!

Share and Enjoy

وزارت اطلاعات؛ سازمان یا وزارت؟

در روزهای اخیر موضوع استعفای وزیر اطلاعات به موضوع چالشی در حد بالاترین سطوح تصمیم‌گیری نظام تبدیل شده است. من می‌­‌‌دانم که پرداختن به این موضوع، بسیار حساس است و بویژه احتمال می‌­‌‌دهم که سکوت اکثر رسانه‌­‌‌های داخلی در این قضیه، به یک تصمیم کلی و دستور مسئولان عالی نظام بر می‌­‌‌گردد تا این ماجرا به ابزاری برای القای جنگ قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل نشود. من نیز قصد ندارم مستقیما به سراغ لایه‌های پنهان این ماجرا بروم و وجود تعارض و کشمکش میان مسئولان نظام را نتیجه بگیرم اما چون یقین دارم که پرسشهای زیادی در اذهان وجود دارد و ارائه یک تحلیل از ابعاد کلی این ماجرا ضروری است، نکاتی را متذکر می‌­‌‌شوم.

اول – طبعا هیچ کشوری نمی‌­‌‌تواند از داشتن یک دستگاه اطلاعاتی و امنیتی بی‌­‌‌نیاز باشد و هیچ کسی نباید ساده‌­‌‌انگارانه گمان کند که تامین امنیت داخلی و خارجی کشور بدون در اختیار گرفتن یک سازمان امنیت با کارآمدی بالا، شدنی است. طبعا برای کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران، این ضرورت مضاعف می‌­‌‌شود چون از فردای پیروزی انقلاب، امنیت داخلی و خارجی نظام در معرض صدها توطئه داخلی و خارجی قرار داشته و هنوز هم اینچنین است.

Share and Enjoy

صفحه 5 از 13« بعدی...34567...10...قبلی »