کلیدواژه ‘قطعنامه 598’

نقد مجدد تاریخ‌نویسی به سبک عباس سلیمی نمین

اشاره: به دنبال انتشار نقد بنده به شیوه تاریخ‌نویسی عباس سلیمی نمین، ایشان هم جوابیه‌ای منتشر کرد که در سایت متعلق به ایشان (دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران) و سایت آینده منتشر شد. این امر به نگارش جوابیه‌ای مجدد وادارم کرد. این جوابیه نیز قبلا در سایت آینده با عنوان «بار دیگر جنگ!» منتشر شده است.

خوشحالم که سرانجام پس از ۴ ماه از انتشار نقد بنده به شیوه تاریخ نویسی آقای سلیمی‌نمین، ایشان نتوانست بی‌تفاوت از کنار آن بگذرد و مجبور به پاسخگویی شد. البته ایشان در مقدمه پاسخ خود، ورود به این بحث را از سر اکراه دانسته‌ و دلایلی نیز برای این ادعای خود برشمرده‌ است. از آنجا که قصد شخصی کردن این مناظره قلمی را ندارم، به حمله متقابل نمی‌پردازم و از این که به هر حال آقای سلیمی‌نمین نظرات خود را در پاسخ به نقد بنده منتشر کرده‌اند، متشکرم و این را فرصتی دوباره برای خود تلقی می‌کنم تا به بیان برخی دیگر از نقدهای وارده به این شیوه تاریخ‌نویسی بپردازم و مباحث ناتمام خود را به اتمام نزدیک کنم. هرچند معتقدم اگر خوانندگان گرامی جوابیه سلیمی نمین، بار دیگر نقد اولیه بنده به ایشان را بخوانند، خیلی از پاسخها را خواهند یافت اما برای تتمیم بحث و ذکر ادله و شواهد تازه، نگارش جوابیه مجدد به ایشان، ضرورت یافته است.

Share and Enjoy

نقدی بر شیوه تاریخ نویسی عباس سلیمی نمین

اشاره: این نقد اولین بار در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۹ در سایت «دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران» و نیز سایت «آینده» منتشر شد. عنوان این مطلب را سایت آینده چنین انتخاب کرده است: این تاریخ‌سازی است نه تاریخ‌نویسی.

مقدمه:

اخیرا به مناسبتی نقد آقای سلیمی‌نمین بر کتاب «اوج دفاع» (خاطرات سال ۱۳۶۵ هاشمی رفسنجانی) را خواندم. بهانه این امر را خود ایشان فراهم کرد. در جلسه‌ دوستانه‌ای که هرچند گاه یکبار با ایشان داریم، پیام منتقدانه یکی از دوستان را برایشان بازگو کردم که گفته بود: «آقای سلیمی مسائل جاری کشور را که جلوی چشممان در جریان است این گونه به دلخواه می‌نویسد،‌ حال چگونه می‌تواند تاریخ ما را به درستی بنویسد». طبعا آقای سلیمی‌نمین با این قضاوت مخالف بود و همین امر باب مباحثه‌ای طولانی را در آن جلسه باز کرد. در نهایت قرار شد من کتاب «اوج دفاع» آقای هاشمی و نقد آقای سلیمی‌نمین بر این کتاب را به همراه کتاب «ماجرای مک فارلین» نوشته محسن هاشمی و حبیب‌الله حمیدی را بخوانم و بعد با یکدیگر در این باره صحبت کنیم. پس از مطالعه این کتابها، یقین کردم که حق با همان دوستی است که آن پیام منتقدانه را داده بود و به تاریخ‌نویسی سلیمی‌نمین به عنوان یک تاریخ‌نویسی دلبخواه،‌ اعتراض داشت. این گونه شد که بنده وارد این ماجرا شدم و کارم به نوشتن این نقد در شیوه تاریخ‌نویسی سلیمی‌نمین کشید. طبعا این نقد را نباید دفاع از همه عملکردهای آقای هاشمی رفسنجانی تفسیر کرد زیرا در گذشته بارها و بارها، خودم به نقد عملکردها و مواضع این چهره مطرح انقلاب اسلامی پرداخته بودم و البته همیشه این قدر انصاف داشته‌ام که علیرغم وارد دانستن آن نقدها،  بزرگی ایشان را انکار نکنم.

Share and Enjoy

مناقشه‌ای که خیری در آن نیست

ظاهرا‌‌‌‌ مرور رویدادهای مرتبط به قطعنامه ۵۹۸ در سالگرد آن، هر ساله به یک بحران و مناقشه میان مسوولان سیاسی منجر می‌شود. در یکی دو سال گذشته، اظهارات متفاوت هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی درباره دلایل پذیرش قطعنامه، کار را به جایی کشاند که نامه محرمانه حضرت امام درباره قبول قطعنامه، به اطلاع همگان رسید. امسال مباحث مربوط به قطعنامه، مناقشه‌ای میان دکتر ولایتی و دکتر محمدجواد لاریجانی را دامن زد که معلوم نیست عاقبت آن چه می‌شود.

در جریان مباحث  کلامی اول، جنبه‌های عمومی دفاع مقدس مورد توجه بود و آقایان هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی، درست یا نادرست درباره دلایل متفاوت نظام برای پذیرش قطعنامه سخن می‌گفتند و همین‌ امر، ناگفته‌هایی را علنی می‌کرد و درک عمومی از شرایط سال پایان دفاع مقدس را ممکن می‌‌ساخت. حاصل آن مناقشات هم، انتشار رسمی سندی شد که انتقاداتی را به دنبال داشت هر چند نامه قبلا نیز به صورت غیررسمی منتشر شده بود.

Share and Enjoy

انتشار نامه امام(ره) و چند نکته قابل تامل

اشاره: این یادداشت در سال ۸۵ به دنبال انتشار نامه محرمانه امام خمینی در باره دلایل قبول قطعنامه ۵۹۸ نوشته شد و احتمالا در روزنامه جام‌جم انتشار یافت.

مباحثات ضمنی میان آقایان هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی درباره وضعیت پایان یافتن جنگ در سال ۶۷، از یکی دو سال قبل آغاز شد اما امسال به یک حادثه تازه انجامید و آن انتشار نامه محرمانه حضرت امام (ره) به مسوولان و نمایندگان مجلس شورای اسلامی است.

در این نامه، حضرت امام به صورت صریح، شرایط جنگ را به روایت مسوولان نظامی، سیاسی و اقتصادی کشور تشریح می‌کند و این همه را دلایل و زمینه پایان دادن به جنگ و قبول قطعنامه قرار می‌دهد. نگاهی به محتوای نامه نشان می‌دهد که حضرت امام با تکیه بر نظر کارشناسانه مسوولان، جمع بندی و نتیجه گیری کرده و هر چند تلخ و ناگوار، اما برای تامین مصالح بزرگتر، تن به قبول قطعنامه‌ای داده که تا پیش از این، از قبول آن سر باز می‌زده است.

در عین حال این نامه نشان می‌دهد، پیش از امام خمینی(ره)، برخی مسوولان از سیاست ادامه جنگ بازگشته بودند و اگر کسانی چون فرمانده سپاه، بر ادامه جنگ اصرار داشتند، آن را به تامین مایحتاجی منوط کرده بودند که در آن شرایط دسترسی به آنها، ناشدنی بود و بنابراین به قول امام، تاکید بر این که باز هم باید جنگید، شعاری بیش نبود.

Share and Enjoy

جریان شناسی سیاسی (قسمت هشتم)

رخدادهایی که چهره سیاسی کشور را تغییر دادند

وضعیت دو قطبی و دو جناحی سیاسی در کشور تا پایان دفاع مقدس تداوم یافت ولی در فاصله مرداد ۶۷ تا مرداد ۶۸، رخدادهای مهمی در کشور واقع شدند که تصویر و چهره سیاسی کشور را کاملاً تغییر دادند. اهم این رخدادها، از این قرارند:

– قبول قطعنامه و تغییر اولویتهای کشور

در ۲۷ تیر ماه سال ۶۷، جمهوری اسلامی رسماً قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل را پذیرفت و پس از فراز و نشیبهای زیاد، سرانجام آتش بس در جبهه‌ها برقرار و مذاکرات صلح آغاز شد. با این اقدام نظام، عملاً اولویت دفاع مقدس جای خود را به اولویت سازندگی داد. جنگ، دارای اقتضائاتی بود و سیاستهای مشخصی را در عرصه سیاسی، اقتصادی و نظامی به مسئولان، دیکته می‌کرد و طبعاً پایان جنگ، پایان برخی سیاستهای ویژه آن دوران به حساب می‌آمد. بلافاصله پس از قبول قطعنامه، اختلاف نظرهای تازه‌ای در میان نیروهای انقلابی جامعه آغاز شد که عمدتاً پیرامون سیاستهای اقتصادی پس از دوران جنگ بود. در این زمینه دو نظر عمده مطرح بود:

Share and Enjoy