کلیدواژه ‘مذاکرات هسته‌ای’

منطق هسته‌ای روحانی

روزنامه ایران / دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۹۳

دیروز در مراسم رونمایی از سه دستاورد جدید هسته‌ای کشور، روحانی به طرح سخنانی مبادرت کرد که می‌توان آن را «منطق هسته‌ای روحانی» دانست. ایشان رویکردهایی را مورد توجه قرار دادند که هم مرز روشن مواضع ایشان با طرف‌های غربی را ترسیم می‌کند، هم جهت‌گیری کلان دولت در رشد درون‌زا و تکیه بر منافع ملی را نشان می‌دهد، هم چرایی مذاکره در این زمینه را بیان می‌کند و هم به بسیاری از اتهام‌های مخالفان افراطی دولت پاسخ می‌دهد.
اول- روحانی نشان داد که دشمن، دشمن است و در تمامی سال‌های قبل و بعد از انقلاب، رفتارهای خصمانه داشته است. ایشان در سخنان خود، موارد متعددی از خصومت‌ورزی دشمنان کشور را ذکر و بر این نکته تأکید کرد که ملت ما با وجود خواست مخالفان، به راه خود رفته است. متأسفانه تا صحبت از مذاکره به میان می‌آید، برخی از افراد گمان می‌کنند که اساساً وجود جبهه دشمن را باید انکار کرد. روحانی نشان داد که رفتارها و سیاست‌های جبهه خصم را به معنای واقعی رصد می‌کند.

دوم- رئیس جمهوری بر حقوق هسته‌ای  جمهوری اسلامی تأکید مجدد کرد و عقب‌نشینی از مواضع بحق و منافع مسلم ایران را حتی برای یک قدم جایز ندانست. وی تأکید کرد که ایران تسلیم آپارتاید علمی و هسته‌ای نخواهد شد و استفاده از فناوری هسته‌ای را حق مسلم جمهوری اسلامی می‌داند. اعلام این مواضع نیز از دو سو حائز اهمیت است. هم موافقان مذاکرات را آگاه‌تر می‌کند که هدف اصلی چیست و هم به ادعای مخالفان پاسخ فیصله بخش می‌دهد که دولت از مواضع اصولی نظام عقب نخواهد نشست. اما نکته مهم‌تر این اعلام مواضع، هشدار به طرف‌های مذاکره کننده است که گمان نکنند دولت کنونی ایران، به هر قیمتی حاضر به مذاکره است. تأکید روحانی بر این نکته که حتی اگر لازم باشد به غنی‌سازی ۲۰ درصد هم باز خواهیم گشت، هشداری به طرف غربی مذاکره است تا گمان نکنند که می‌توانند وقت‌کشی و کارشکنی کنند و در این ۶ ماهه مورد توافق، از نهایی کردن مذاکرات و رسیدن به توافق نهایی خودداری کنند.
سوم- پذیرش مذاکره با غرب بر سر مسأله هسته‌ای، نوعی پیشروی جمهوری اسلامی در حوزه دیپلماسی عمومی و گامی برای خلع سلاح جبهه مخالف نظام است. این واقعیت را نباید انکار کرد که برخی طرف‌های غربی به خاطر اختلاف‌های بنیادینی که با نظام ما دارند، در تنور دشمنی با جمهوری اسلامی می‌دمند و با توسل به دروغ و اتهام‌های بی‌وجه می‌کوشند از نظر حقوقی و سیاسی، محدودیت‌هایی را متوجه ایران اسلامی کنند. برای ایران روشن است که این اتهام‌ها غلط است و مبنایی ندارد اما این کافی نیست که ما بر حقیم و دشمنان ما فاقد منطق و استدلالند. باید برای قانع کردن افکار عمومی مردم جهان و نیز نهادهای حقوقی بین‌المللی، کارهایی مناسب انجام داد و با شفاف‌سازی و ارائه مدارک و پرهیز از طرح مواضع و سخنان نسنجیده، دست دشمنان را بست و هزینه ضدیت با ایران را در جهان بالا برد. باید نشان دهیم که فعالیت‌های هسته‌ای ما بدون انحراف و صلح‌آمیز است و اتهام‌های مطرح شده، وجهی ندارد. این کار به برداشتن گام‌های شجاعانه حقوقی و حضور در صحنه‌های خبری و دیپلماتیک جهانی نیاز دارد.
چهارم- روحانی هم تأکید دارد که ما در انقلاب و دفاع مقدس و رسیدن به فناوری‌های نوین، روی پای خود ایستادیم و خداوند هم ما را به برکت مقاومت و اخلاص و فداکاری مردم، پیروز ساخت. وی نیز نگاه به درون دارد و برای رسیدن به قله‌های علم و دانش به عنوان قطب قدرت اقتصادی و فرهنگی و دفاعی، تکیه بر نیروهای درون را یک اصل اساسی می‌شمارد.
محورهای فوق در سخنان دکتر روحانی برجسته شد تا تأکید شود که جامعیت مواضع ایشان در موضوع هسته‌ای، شایان توجه است و همپوشانی کامل با مواضع رسمی نظام دارد. در نتیجه اتهام‌های وارده به دولت ایشان از سوی افراطیون و چسباندن انگ‌هایی نظیر؛ سازشکاری و عدول از ارزش‌ها، ظلم به رئیس جمهوری و در واقع ظلم به حقیقت است. در عین حال شخصاً از بخش دیگری از سخنان ایشان لذت بردم که در وصف حکومت امام علی(ع) بر زبانش جاری شد. آنجا که رئیس جمهوری با بیان این که افتخار بزرگ ما این است که مولای‌مان علی(ع) است، گفت: مولایی که در حکومتش به همه مخالفانش تا روزی که به شمشیر دست نبردند آزادی کلام و عمل داد و حتی اجازه داد در مسجدش بیایند و در مقابلش حرف بزنند و توهین بکنند اما وقتی شمشیرها را از نیام بیرون آوردند، یک دقیقه هم غفلت نکرد.

 

Share and Enjoy

ما هم دلواپسیم!

روزنامه ایران / چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۹۳

در چند روز گذشته فعالیت‌هایی در سطح کشور از سوی طیفی خاص انجام شد که توجه به ابعاد و انگیزه‌ها و نتایج آن بسیار ضروری است. همایش برخی از نیروهای سیاسی رادیکال در محل لانه جاسوسی و تدارک وسیعی که برای آن دیده بودند و نیز پرسشی که دیروز از سوی نمایندگان همان طیف سیاسی از وزیر امور خارجه مطرح شد، شاید برای برخی عادی جلوه کند اما به نظر می‌رسد باید از منظری دیگر هم به آن نگریست و از دل آن رخداد، هشدارهایی را برای مسئولان و نخبگان سیاسی برجسته کرد.
اول- دولت دکتر روحانی، سه مسأله مهم را در دستور کار خود قرار داده است. اول، پیشبرد مذاکرات هسته‌ای و به نتیجه رسانیدن آن به سود منافع ملی از جمله لغو تحریم‌ها با حفظ حق غنی‌سازی در داخل. دوم، حل مشکلات اقتصادی کشور آن هم در شرایط تحریم و میراث تلخی که از دولت قبل بر دوش این دولت نهاده شده  است از جمله ساماندهی مجدد مقوله یارانه‌های نقدی و اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها. سوم، گشایش فضای سیاسی و فرهنگی در داخل و عبور مناسب از بحران‌هایی که در سال ۸۸ در کشور ایجاد شد و متأسفانه شکاف میان نیروهای انقلاب را عمق بخشید. دولت روحانی با همین اهداف، از سوی مردم به قدرت رسید اما مخالفان این سیاست‌ها نیز در داخل کشور، هر چند اندک هستند اما متأسفانه به پایگاه‌هایی از قدرت تکیه دارند. طبعاً کار دولت در تحقق همه اهداف خود با توجه به مخالفان سازماندهی شده موجود، بسیار دشوار است.
دوم- دیپلماسی خارجی و مذاکرات هسته‌ای، برجسته‌ترین نقطه تفارق میان دولت دکتر روحانی با دولت قبلی است و بنابراین توفیق یا عدم توفیق دولت در این مذاکرات، مهم‌ترین عنصر ارزیابی عملکرد دولت تدبیر و امید خواهد بود. چشم امید حامیان دولت، بیشتر به موفقیت این نگرش تازه در مذاکرات سیاسی میان ایران با کشورهای غربی دوخته شده است و مخالفان هم به زعم خویش مهم‌ترین نقطه ضعف و جنبه آسیب‌پذیر دولت را همین مذاکرات تلقی می‌کنند. موافقان دولت، مذاکره بر سر برخی از توانمندی‌های هسته‌ای از جمله اورانیوم با غنای ۲۰ درصد را بهترین امکان برای رسیدن به توافق می‌دانند و بر همین اساس هم از مذاکرات هسته‌ای و نتایج و دستاوردهای آن دفاع می‌کنند اما در مقابل، مخالفان که شکست این مذاکرات را طالبند، از ابتدا این مذاکرات را محکوم به شکست معرفی کرده و برای اثبات سخن خود، به هر کاری متوسل می‌شوند ولو آن که به زیان منافع ملی باشد.
سوم- مخالفان دولت در داخل، بر این باورند که اگر دولت روحانی در هر کدام از اهداف مورد نظر خود موفق شود، پایگاه اجتماعی‌اش دوچندان تقویت شده و احتمالاً منجر به قدرت گرفتن نیروهای سیاسی معتدل و اصلاح‌طلب در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری آینده خواهد شد، بنابراین آنها در تلاشند تا دولت در هر سه زمینه، ناکام بماند. کارشکنی در حوزه تعمیق آزادی‌های سیاسی و فرهنگی، برای آنان بسیار میسر است و به همین دلیل دست دولت را در موضوع هایی مانند رفع مشکلات حبس برخی چهره‌های سیاسی یا تشکیل نهادهای مدنی مانند انجمن صنفی مطبوعات و… می‌بندند و اجازه تحرک به دولت در این زمینه‌ها داده نمی‌شود. در حوزه مسائل اقتصادی هم بر تنور مطالبات مردم از دولت می‌دمند و طرح‌های اقتصادی دولت روحانی را مورد چالش قرار می‌دهند و همه آنچه را باید از دولت قبلی طلب می‌کردند، از این دولت می‌خواهند. در حوزه سیاست خارجی و مذاکرات هسته‌ای، مسأله را بسیار جدی‌تر پی می‌گیرند چرا که معتقدند اگر دولت روحانی در این مذاکرات شکست بخورد، دیگر قدرت چانه‌زنی در حوزه‌های دیگر را نخواهد داشت و بازگرداندن مردم به سوی نیروهای مورد حمایت آنان، تسهیل خواهد شد.
چهارم- این نوع نگرش و عملکرد نیروهای سیاسی خاص، جای دلواپسی دارد. آنها باید بدانند که دولت روحانی در مذاکرات هسته‌ای، نماینده کل نظام است و تقویت تیم مذاکره کننده، منجر به تأمین منافع ملی می‌شود و شکست احتمالی مذاکرات و پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی آن، به زیان همه مردم و کشور و انقلاب تمام خواهد شد. همچنین باید بدانند که عدم توفیق دولت در عرصه اقتصادی و دامن زدن به مطالبات مردم به صورت غیرمنطقی، شاید در کوتاه مدت به زیان پایگاه اجتماعی دولت تمام شود اما در نهایت به مشروعیت مردمی نظام صدمه وارد خواهد کرد. جلوگیری از تحقق وعده‌های دولت در زمینه گشایش فضای سیاسی و فرهنگی هم به زیان همه کسانی تمام خواهد شد که علی‌رغم خواست دولت، مانع این امر می‌شوند و این مسأله را هیچ کس به حساب عملکرد دولت نخواهد گذاشت. بنابراین «ما هم دلواپسیم» که نکند یک جریان سیاسی افراطی با توجه به عملکرد و مواضع چند سال اخیرش، به انجام هر کاری برای تضعیف دولت متوسل می‌شوند تا از توفیق دولت در تحقق وعده‌های انتخاباتی‌اش، جلوگیری کند. ما هم دلواپس عملکرد کسانی هستیم که تا دیروز، عرصه سیاست خارجی را ابزار کسب وجهه در حوزه داخلی تلقی می‌کردند و اینک اساساً نمی‌توانند باور کنند که دیپلمات‌های انقلابی کشور و فرزندان همین ملت، حاضرند وجهه داخلی‌شان هم آسیب ببیند و هزار اتهام ناروا را به جان می‌خرند تا از منافع و امنیت ملی کشور در عرصه بین‌المللی دفاع کنند.

Share and Enjoy

آخرین دولتی که مذاکره می‌کند!

روزنامه ایران / شنبه ۲۵ آبان ۹۲

 مذاکره هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران با کشورهای اروپایی و امریکا، تا پایان هفته دوباره از سر گرفته می‌شود و البته به نقطه حساس و مهم خودش می‌رسد. در دور قبل همه طرف‌های مذاکره اذعان کردند که جمهوری اسلامی به صورت جدی برای حل مسائل فیمابین مذاکره می‌کند و مسئولان ایران هم خوشبین‌تر از قبل، امیدوارند این مذاکرات منجر به انزوای اسرائیل و جناح‌های جنگ‌طلب غربی شود و در طی آن، راهکار سیاسی برای حل مناقشات هسته‌ای کشورمان به دست آید. تلاش مسئولان کاخ سفید اعم از اوباما و جان کری برای جلوگیری از تصویب تحریم‌های جدید علیه جمهوری اسلامی، یکی از دلایل خوشبینی مقامات ایران به انگیزه امریکایی‌هاست.
در عین حال یک مانع مهم بر سر راه مذاکره هسته‌ای ایران وجود دارد که ممکن است رسیدن به هدف نهایی یعنی حل و فصل سیاسی مسأله را ناممکن سازد و آن اثرگذاری رژیم غاصب فلسطین بر نظرات دولت‌های غربی است. متأسفانه لابی صهیونیست‌ها در غالب کشورهای غربی بخصوص امریکا بسیار قوی است به گونه‌ای که در مواردی تصور جدایی میان منافع اسرائیل و غرب ناشدنی می‌شود. این لابی در تلاش است تا با جلب نظر جناح جنگ‌طلب امریکا و اروپا، مسائلی را در توافقنامه میان ایران و ۱+۵ بگنجاند که ایران نتواند آنها را بپذیرد و در نتیجه مذاکرات به شکست بینجامد.
دولت‌های غربی تاکنون به خاطر همراهی با صهیونیست‌ها و دولت اسرائیل، منافع ملی خود را بارها به خطر انداخته‌اند زیرا ورود امریکا در چندین جنگ منطقه‌ای معلوم نیست به سود امریکا بوده باشد اما اسرائیل از این جنگ‌ها برای افزایش منازعات و درگیری داخلی و تضعیف کشورهای اسلامی بهره برده است. اکنون سیاست اسرائیل این است که ایران اساساً از حق غنی‌سازی خود برخوردار نشود و بنابراین به بهانه دادن تضمین، خواستار تعلیق کامل غنی‌سازی هسته‌ای در داخل ایران هستند. طبعاً اگر کشورهای غربی از این نظر صهیونیست‌ها تبعیت کنند، راه بر هرگونه توافق میان ایران با ۱+۵ بسته خواهد شد. بر طبق شواهد موجود، اسرائیلی‌ها همین سیاست را برای به شکست کشاندن مذاکرات آتی ایران و غرب در دستور کار دارند.
به نظر می‌رسد این مذاکرات، از محدود فرصت‌های سیاسی ایجاد شده برای حل مسأله هسته‌ای ایران است. در این مذاکرات، هم غربی‌ها می‌توانند مطمئن شوند که جمهوری اسلامی قصد تولید سلاح هسته‌ای ندارد و هم ایران می‌تواند در چارچوب قوانین بین‌المللی و تحت نظارت جدی آژانس اتمی، از حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای برخوردار شود. این مذاکرات اگر شکست بخورد، تنازع در منطقه افزایش می یابد و طبعاً در ایران اعتماد به امریکا و اروپا و مذاکرات سیاسی، بسیار کاهش خواهد یافت و عرصه برای کسانی در دو بلوک قدرت (هم غرب و هم منطقه) مساعد خواهد شد که اعتقادی به مذاکره ندارند. در واقع دولت روحانی آخرین دولت در جمهوری اسلامی است که از موضع برابر خواستار مذاکره است و اگر غربی‌ها این فرصت تاریخی برای حل مسائل اختلافی را از دست بدهند، گزینه جنگ را تقویت کرده‌اند. برخورد معقول و از موضع برابر امریکا با دولت روحانی، زمینه‌ساز حل بقیه مشکلات فیمابین خواهد شد اما اگر این مذاکرات به شکست بینجامد، دیگر هیچ دولتی در جمهوری اسلامی روی کار نخواهد آمد که شعارش مذاکره و تنش‌زدایی باشد. به همین دلیل می‌گوییم امریکا و اروپا در مذاکرات پیش‌رو اگر از سیاست‌های اسرائیل تبعیت کنند، بدون تردید فرصت بزرگ تاریخی برای حل سیاسی منازعات با ایران را از دست داده‌اند و مهم‌ترین بازنده هم خودشان خواهند بود.

Share and Enjoy

آیا ایـن «حماسه سیاسـی» نیست؟

روزنامه ایران / یکشنبه ۲۸ مهر ۹۲

 وقتی سال ۹۲ به عنوان سال «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» نامیده شد، اذهان عمومی به این سمت تمایل پیدا کرد که صرفاً انتخابات پرشور ریاست جمهوری را مصداق حماسه سیاسی بداند و کار حماسه‌سازی سیاسی را با شرکت گسترده مردم در انتخابات، پایان یافته تلقی کند. اما اکنون پس از مشاهده دستاوردهای سفر دکتر روحانی به نیویورک، باید اذعان کرد که تحرک دیپلماسی جمهوری اسلامی در سطح بین‌المللی و تغییر فضای سیاسی درباره ایران، حماسه سیاسی دیگری در تداوم همان حماسه‌ای است که مردم در ۲۴ خرداد خلق کردند.
چگونه حماسه سیاسی نباشد در حالی که ما در سطح جهانی به سوی انزوای کامل پیش می‌رفتیم اما اکنون با تحرک سیاسی و دیپلماتیک مسئولان، بسیاری از موانع از سر راه همکاری ما با دیگر کشورها برداشته شده یا دست‌کم مسیر این همکاری‌ها، هموارتر شده است؟
چگونه آن را حماسه سیاسی ندانیم در حالی که تنها با تغییر زبان و نحوه تعامل خود با دیگر کشورهای جهان، از حجم دشمنی آنان علیه ملت ایران کاستیم و بروز دشمنی‌های تازه از سوی بسیاری از دولت‌ها را ناممکن ساختیم؟
چرا حماسه سیاسی نباشد در حالی که بدون کوتاه آمدن از مواضع کلیدی و هویتی نظام اسلامی، توانستیم دشمنان قسم خورده خود را وادار کنیم تا حق جمهوری اسلامی در غنی‌سازی و استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را به رسمیت بشناسند.
حتماً حماسه سیاسی است چون دولت‌هایی که تا تحمیل جنگی تازه علیه جمهوری اسلامی پیش رفته بودند و صرفاً در تعیین زمان اقدام نظامی خود علیه جمهوری اسلامی با هم اختلاف داشتند، اینک مجبور به انتخاب روش‌هایی متفاوت شده‌اند و حتی باب دوستی با جمهوری اسلامی را گشوده‌اند.

ما با برگزاری انتخاباتی آزاد و حماسی و سپس انتخاب این تاکتیک دیپلماتیک، افکار عمومی کشورهای غربی و از جمله مردم امریکا را به سوی خود جلب کردیم و اکثریت آنان اکنون راضی به هیچ اقدام خشن و نظامی علیه ملت ایران نیستند و این وجهی از حماسه سیاسی است.

اسرائیل به عنوان رژیمی جعلی در منطقه که طی ۸ سال گذشته از سیاست خارجی دولت‌های نهم و دهم بیشترین بهره را برده است، اکنون در انزوای کامل قرار گرفته و از ایجاد اتحادی تازه علیه جمهوری اسلامی عاجز شده است. آیا این حماسه سیاسی نیست؟
منافقین که در تعارض با جمهوری اسلامی، به بازوی اطلاعاتی و امنیتی امریکا و اسرائیل مبدل شده و با تشدید تعارضات میان ایران و کشورهای غربی، امید بازگشت و حاکم شدن بر ایران را در خود زنده نگه می‌داشتند، اکنون دچار بن‌بست استراتژیک شده‌اند و احتمال این که دوباره در فهرست گروه‌های تروریست قرار بگیرند، اصلاً کم نیست. آیا این هم به عنوان بخشی از نتایج تحرک سیاسی جدید ما، نشانی از حرکت حماسی ملت ما ندارد؟
اختلافات داخلی و جناحی و حزبی را باید کنار گذاشت. عرصه سیاست خارجی و هدف تامین منافع ملی، ابزار بازی‌های خطی نیستند و نباید برای تسویه حساب‌های داخلی، بر سر آن اختلاف کرد. کسانی که در طول مذاکرات صورت گرفته در دولت‌های نهم و دهم، حتی یک گزارش جامع از روند مذاکرات به مردم ارائه نکردند و در واقع چیزی برای ارائه نداشتند، حق ندارند اکنون طلبکارانه از ضرورت علنی کردن همه مفاد مذاکرات و محتوای پیشنهادهای هیأت دیپلماتیک جمهوری اسلامی سخن بگویند. این نکته روشن است که آشکار نکردن برخی از نکات مذاکرات، یک اقدام فنی دوجانبه برای حصول مقصود است و نباید به این بهانه، حس بی‌اعتمادی به تیم مذاکره کننده را دامن زد. مگر رهبری نفرمودند که ما به مسئولان خودمان اعتماد داریم؟ آیا شما به این سخن رهبری اعتقاد ندارید؟

Share and Enjoy

تاملاتی بر یک استعفا

استعفای ناگهانی دکتر علی لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی و کناره‌گیری وی از پروژه مذاکرات هسته‌ای ایران، به مهمترین خبر رسانه‌ها تبدیل شده است. اهمیت این استعفا به این دلیل است که گفتگوی با سولانا پیش‌روی شورای عالی امنیت ملی قرار دارد و تغییر طرف ایرانی مذاکره‌کننده، می‌تواند به تغییر سیاست‌های جمهوری اسلامی هم تفسیر شود. برای درک ابعاد این استعفا و جوانب و پیامدهای آن، طرح چند نکته در این باب را ضروری می‌دانیم:

۱ – وجود تفاوت دیدگاه و اختلاف سلیقه میان مسوولان نظام یک امر عادی و پذیرفته شده است. همواره امیدوار بودیم تفاوت دیدگاه و سلیقه موجود میان دبیر شورای عالی امنیت ملی و رئیس‌جمهوری با روش و منطق دیگری سامان می‌یافت تا از پیامدهای احتمالا منفی این استعفا، کاسته می‌شد.

۲ – لاریجانی طی مسوولیت خود نشان داد که اهل مذاکره مفید و موثر است. وی بی‌آن که اهل سازش و کوتاه آمدن از منافع ملی باشد، اصل مذاکره را در تامین این منافع تثبیت کرده است. البته قرار نبود که ما صرفا از طریق مذاکره به اهدافمان برسیم ولی مذاکرات این دوره، از ایجاد یک تفاهم و وحدت جهانی علیه ایران جلوگیری کرده و نهادهایی چون ‌آژانس و برخی کشورهای اروپایی را در مقابل زیاده‌خواهی‌های آمریکا قرار داده است. همین دستاوردها، تقدیر از تلاشهای لاریجانی را ضروری می‌سازد.

Share and Enjoy