کلیدواژه ‘مهدوی کنی’

اوج بی‌تدبیری است که دوستان انقلاب را دشمن جلوه می‌دهیم

 ادامه گفتگو با یک سایت اصولگرا / قسمت آخر

  اشاره: پیشتر سه قسمت از گفتگوی بنده با یک سایت اصولگرا در معرض مطالعه دوستان قرار گرفت. سایت مذکور در عمل حاضر به انتشار متن این گفتگو نشد و بنده بدون اشاره به عنوان سایت مذکور و بدون ذکر نام مصاحبه کننده، اقدام به انتشار تدریجی متن این مصاحبه در «نقد زمانه» کرده‌ام. قسمت اول با عنوان: نظارت خبرگان بر رهبری؛ نظارت بر صلاحیت‌ها یا عملکردها؟ و قسمت دوم با عنوان: جمهوری اسلامی، مخالفان نجیبی دارد! و قسمت سوم با عنوان: عزمی برای جلوگیری از مداخله سپاه در سیاست وجود ندارد، در معرض مطالعه دوستان قرار گرفت. با این توضیح که این گفتگو در اواخر سال گذشته صورت گرفته بود، قسمت پایانی آن را تقدیم دوستان می‌کنم.

 ***

ـ من یک سؤالی دارم؛ ما یک جامعه‌ای داشتیم که سابقه بیش از دو هزار سال پادشاهی دارد. حکومت ما همیشه تک نفری بوده است. یک جامعه‌ای هستیم که بعضی می‌گویند مردسالار بوده، روحیه مشارکتی پایین بوده؛ مثلاً به رانندگان گفته می‌شود کمربند ایمنی ببندید، مردم نمی‌بندند! بعضی مواقع می‌شود ولی در همه مواقع نمی‌شود که همه چیز را در دستورالعملی به مردم بگوییم. طی این ۳۰ سال، ۴۰ سال با توجه به درگیری شدید امنیتی که داشتیم، می‌توانیم توقع داشته باشیم مردم روحیه کارهای دسته جمعی، پیدا کرده باشند و خودشان بیایند وسط گود اما بعضی اوقات می‌بینیم حتی اگر حاکمان هم جاده را باز کرده باشند تا مردم خودشان انتخاب کنند، باز هم یک عده دوست دارند زیر علم دیگری سینه بزنند! به نظر شما آیا زود نیست که به مردم بگوییم که خودتان بیایید و انتخاب درست انجام بدهید؟ قبل از انتخابات سال ۸۸ خیلی به خیابان‌ها می‌آمدند، دو طرف خیلی وقت‌ها شعار مسخره می‌دهند و بعضاً فحاشی هم می‌شود و درگیری هم ایجاد می‌کنند. یعنی حتی زمانی که حکومت، جاده را باز میکند، خود مردم نمی‌توانند باهم تعامل بکنند. بنده خدایی می‌گفت وقتی آن بالا نشستند و در مناظرات دارند همدیگر را می‌زنند! توقع نداشته باشید مردم این کار را نکنند! مردم به دین حاکمان هستند.

شکوهی: ما در کشوری هستیم که ساختار فرهنگ سیاسی‌اش، غیر مشارکتی است. تجربه نخبگان‌شان در کشورداری کم است، عموماً گرفتار استبداد بودیم و این اواخر، مداخلات خارجی و استعمار هم به آن اضافه شد. در چنین جامعه‌ای وقتی انقلابی رخ می‌دهد، موج عظیم اجتماعی به‌وجود می‌آورد و بر آن شکاف تاریخی دولت – ملت فائق می‌آید و مردم، حکومت را از آن خودشان می‌دانند. به تدریج دوباره طبقه جدیدی از حکومت‌گران در جامعه به‌وجود می‌آید و دوباره واگرایی‌ میان مردم و دولت شروع می‌شود. ریزش‌هایی اتفاق می‌افتد و حتی همان انقلابیون دیروز دچار تزلزل می‌شوند. «نهضت»، به تعبیر مرحوم شریعتی تبدیل به «نظام» می‌شود و آفاتی متوجه این نظام خواهد شد و آن فرهنگ سیاسی استبداد زده غیرمشارکتی دوباره با لباس جدید، حتی به اسم دین، ممکن است بازسازی شود. این آفاتی که شما برشمردید یا من گفتم کاملاً به‌صورت جامعه‌شناختی در جامعه ما وجود دارد. اما راه درمانش قطعاً در این جوامع در دست آن گروه نخبه حاکم است. اینها هستند که می‌توانند با سازوکارها و راهکارهایی، به رشد و تعالی مردم کمک کنند.

Share and Enjoy