کلیدواژه ‘هيئت منصفه’

عقل مشترک در خدمت قضاوت

اشاره: در جریان تهیه لایحه جرم سیاسی برای یکی از سه قوه، مجبور شدم در کنار برخی از دوستان، دست به پژوهشهایی در باره محورهای مختلف مرتبط با این مقوله بزنم. یکی از این موارد اخیرا (۱۹ آذر ۹۲) در صفحه حقوقی روزنامه ایران منتشر شد که در زیر می‌خوانید.

نگاهی تطبیقی به جایگاه هیأت منصفه در کشورهای جهان

ترجمه و تحقیق: علی شکوهی

هیأت منصفه از نهادهای قضایی مدرن محسوب می‌شود که شکل تازه آن، ریشه در تشکیل دولت‌های غربی جدید و بسط تجربه مملکت‌داری آنان دارد. در تعریف هیأت منصفه آمده است: «ژوری هیأتی از مردم عادی است که از طرف مقامات قضایی دعوت می‌شوند که با شرکت در جریان محاکمه و استماع دادرسی با توجه به آنچه شنیده و دیده به قید سوگند بر گناهکاری و بی‌گناهی متهم اظهار عقیده کنند.» بنابراین اعضای هیأت منصفه را افراد عادی جامعه تشکیل می‌دهند نه قضات حرفه‌ای.
در کشور ما وقتی سراغ این نهاد مدنی می‌روند، به‌طور عمد از زاویه سازگاری یا ناسازگاری آن با فقه و حقوق اسلامی و نیز نسبت آن با استقلال قاضی در صدور رأی سخن می‌گویند. این مقولات در جای خود اهمیت دارند و می‌توان درباره آن نظرات موافق یا مخالف داشت اما در کشورهای غربی هم در زمینه نحوه تشکیل هیأت منصفه، رویه یکسان و مشابهی وجود ندارد ولو آن که اصل وجود هیأت منصفه را در آن کشورها پذیرفته باشند. یادآوری این سخن ضروری است که در غالب این کشورها، هیأت منصفه یا «ژوری» برای رسیدگی به همه انواع جرایم موضوعیت دارد و مانند کشور ما صرفاً برای جرایم مطبوعاتی و سیاسی به رسمیت شناخته نشده است.
در این نوشته بر آنیم تا با مراجعه به قوانین برخی کشورها، وضعیت هیأت منصفه را از چند جهت مورد توجه قرار دهیم. واقعیت این است که همه کشورهای دموکراتیک، هیأت منصفه را در نظام قضایی و محاکم خود پیش‌بینی نکرده‌اند. در کشورهایی هم که هیأت منصفه وجود دارد، تفاوت‌هایی در تعداد اعضای هیأت منصفه، نظام تصمیم‌گیری داخلی، رابطه آن‌ها با قضات حرفه‌ای و… وجود دارد که به آن‌ها اشاره خواهد شد.

Share and Enjoy

«هیأت منصفه»؛ سخنگوی وجدان عمومی

روزنامه ایران / سه‌شنبه ۵ آذر ۹۲

 جمهوری اسلامی، ساختار سیاسی خاصی است که در آن برخی از مفاهیم و ساختارهای دولت مدرن در کنار مفاهیم اسلامی قرار گرفت و سازگاری دین و مردمسالاری با همین روش، ممکن شد. از همان ابتدا، برخی از موضع مخالفت با اسلامی بودن نظام و برخی هم از منظر دفاع از حکومت دینی، جمع میان «جمهوریت» و «اسلامیت» یا «مردمسالاری» و «دین» را ناممکن می‌دانستند اما بنیانگذار انقلاب و اندیشمندانی چون شهید مطهری و شهید بهشتی، بر این نکته اصرار کردند که نظام اسلامی در ذات خود دموکراتیک و مردمسالار است و دستاوردهای عام بشر برای اداره جوامع را می‌پذیرد و محتوای ارزشی و فقهی اسلام را در ظرف ساختارهای جمهوریت می‌ریزد تا الگوی تازه‌ای از نظام اسلامی را در عصر دولت‌های مدرن، پی‌ریزی کند.
یکی از این ساز و کارهای عصر جدید که در قانون اساسی جمهوری اسلامی مورد توجه قرار گرفت، «هیأت منصفه» مطبوعاتی و سیاسی است که متأسفانه هیأت منصفه اخیر به دلیل تصویب نشدن قانون جرم سیاسی، تاکنون تشکیل نشده است. هیأت منصفه عمدتاً در جرایمی موضوعیت دارد که در آنها، قضاوت افکار عمومی و وجدان جمعی ورود دارد و بدون رجوع به وجدان جمعی مردم، اساساً از وقوع جرایم خاص نمی‌توان سخن گفت. مثلاً درباره اهانت‌آمیز یا تفرقه‌انگیز بودن یک نوشته مطبوعاتی یا یک اقدام سیاسی، صرفاً بر اساس مواد حقوقی یا تشخیص قاضی نمی‌توان نظر داد بلکه این وجدان عمومی مردم است که می‌تواند نوشته‌ای را اهانت یا اقدامی را خیانت بداند. به همین دلیل ورود هیأت منصفه در جرایم مطبوعاتی و سیاسی، کاملاً منطقی و تأمین کننده عدالت و پاسداری از فعالیت‌های قانونی مطبوعاتی و سیاسی است.
این روزها که هیأت منصفه جدید مطبوعات در تهران و مراکز استان‌ها کارش را شروع کرده است، باید بر یک نکته مهم تأکید شود و آن ضرورت اصل بودن رأی هیأت منصفه در محاکم است. متأسفانه در چند سال اخیر، قوه قضائیه به این مقوله گرایش پیدا کرد که نظر هیأت منصفه را تا حد نظر مشورتی تنزل دهد و عملاً به تضعیف جایگاه هیأت منصفه بپردازد. این گرایش بر اساس مستقل و اصل بودن قاضی و حاکم شرع در اسلام توجیه می‌شود در حالی که نظرات هیأت منصفه در دادگاه از جنس مراجعه قاضی به کارشناس است و درباره مجرم بودن متهم یا مستحق تخفیف بودن وی، جز هیأت منصفه به مثابه نماینده وجدان عمومی، فردی دیگر نباید و نمی‌تواند نظر کارشناسی بدهد. در این گونه دادگاه‌ها، قاضی اساساً تابع رأی هیأت منصفه است و این تبعیت هیچ تناقضی با مستقل بودن قاضی ندارد همان گونه که در تبعیت قاضی از رأی کارشناس، هیچ اشکالی به قاضی وارد نیست.
در هیأت منصفه قبلی مطبوعات، مرحوم حاج حبیب‌الله عسگراولادی از کسانی بود که بر تبعیت قاضی از نظر کارشناسی هیأت منصفه اصرار داشت و حتی در ملاقاتی با رئیس قوه قضائیه به رأی برخی از دادگاه‌ها اعتراض کرده بود زیرا در آن محاکم، به‌‌رغم صدور رأی برائت از سوی هیأت منصفه مطبوعات، قاضی حکم به مجرمیت داده بود. آیا اعضای هیأت منصفه کنونی، حاضرند در راستای نظر مرحوم عسگراولادی حرکت کنند و نگذارند با تفسیری غلط، جایگاه هیأت منصفه در دادگاه‌ها تضعیف و عملاً اصل ۱۶۸ قانون اساسی تعطیل شود؟

Share and Enjoy